اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

61

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

در كتاب عزيزش فرموده است ، نزد او فرستاد [ 1 ] . ناتان پيغمبر را نيز نزد او فرستاد كه به او گفت اى داود مگر خدا تو را نفرموده است كه در داورى دادگر باشى و به حق حكم نمايى و هوسرانى نكنى ! گفت چرا . ناتان گفت كه در يك شهر دو مرد ساكن بودند يكى دولتمند و ديگرى فقير ، دولتمند را گوسفند و گاو بسيار بود و فقير را جز يك ماده بره كوچك نبود كه آن را پرورش داده همراه وى و پسرانش بزرگ ميشد از خوراك وى مىخورد و از كاسه او مىنوشيد و در آغوشش مىخوابيد ، مهمانى نزد آن مرد دولتمند فرود آمد و او از گوسفندان و گاوان خود چيزى نگرفت و بره آن مرد فقير را گرفت و براى مهمانش مهيا ساخت ، خشم داود افروخته شد و گفت چنين كسى سزاوار مرگ است و هفت برابر بايد رد كند . [ 2 ] ناتان به داود گفت مردى كه چنين كارى كرده است توئى ! پروردگارت ميفرمايد منم كه تو را پس از آنكه شبان گوسفندان بودى پادشاه بنى اسرائيل قرار دادم و از دست شاؤل رهايت نمودم و خاندان اسرائيل و يهوذا را به تو عطا كردم و تو چنين كردى ، اكنون بدست بدترين فرزندانت از تو انتقام گيرم و او را بر تو و زنانت چيره سازم . اين پيام بر داود گران آمد ، پس ناتان [ 3 ] به او گفت خداوند گناه تو را بخشيده است كه نخواهى مرد ليكن بدست بدترين پسرانت از تو انتقام ميگيرد و خدا آگاهش ساخت كه فرزندى كه اين زن براى او زاييده است خواهد مرد . داود سخت بيتاب گرديد و كودك بيمار

--> [ 1 ] ص 21 - 26 . [ 2 ] دوم سموئيل ب 12 ى 6 : بره را چهار چندان بايد رد كند . [ 3 ] ناتان ( داده شده ) پيغمبرى در يهوديه ( قسمتى از فلسطين ) بود در ايام داود و سليمان ، وى مشير و ترجمه نگار داود و سليمان بود . ( قاموس كتاب مقدس )